سخن روز:
فکر کرن به کار خیر، آدمی را به انجام آن می کشاند 
حضرت علی علیه السلام

 dat.ir
آخرین اخبار فارسی  |  شعب بانکها  |  آب و هوا  |  تقویم  |  لغتنامه  |  دیوان حافظ  |  قرآن - Quran  |  تنزیل  |  دیوان شمس  |  لینکستان  |  پخش زنده  |  آرشیوهای عکس  |  Download  |  English News

علامت "عبارت" برای عین عبارت ، + برای و ، فاصله برای یا

FA
 

         1  2  3  4       بعدی »

(154 / 50)       4 / 1

  • یوسف : وَمَا أُبَرِّىءُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّيَ إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ    ﴿ 53 ﴾     جزء 13  

    و من نفس خود را تبرئه نمى کنم ، چرا که نفس قطعا به بدى امر مى کند، مگر کسى را که خدا رحم کند، زیرا پروردگار من آمرزنده مهربان است.

    I do not exculpate myself. Lo! the (human) soul enjoineth unto evil, save that whereon my Lord hath mercy. my Lord is Forgiving, Merciful.


  • یوسف : وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي فَلَمَّا كَلَّمَهُ قَالَ إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنَا مِكِينٌ أَمِينٌ    ﴿ 54 ﴾     جزء 13  

    و پادشاه گفت> :او را نزد من آورید، تا وى را خاص خود کنم <.پس چون با او سخن راند، گفت> :تو امروز نزد ما با منزلت و امین هستى.

    And the king said: Bring him unto me that I may attach him to my person. And when he had talked with him he said: Lo! thou art today our presence established and trusts


  • یوسف : قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَآئِنِ الأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ    ﴿ 55 ﴾     جزء 13  

    [یوسف ]گفت> :مرا بر خزانه هاى این سرزمین بگمار، که من نگهبانى دانا هستم.

    He said: Set me over the storehouses of the land I am a skilled custodian.


  • یوسف : وَكَذَلِكَ مَكَّنِّا لِيُوسُفَ فِي الأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَاء نُصِيبُ بِرَحْمَتِنَا مَن نَّشَاء وَلاَ نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ    ﴿ 56 ﴾     جزء 13  

    و بدین گونه یوسف را در سرزمین[ مصر ]قدرت دادیم ، که در آن ، هر جا که مى خواست سکونت مى کرد .هر که را بخواهیم به رحمت خود مى رسانیم و اجر نیکوکاران را تباه نمى سازیم.

    Thus gave We power to Joseph in the land. He was the owner of it where be pleased. We reach with our mercy whom We will. We lose not the reward of the good.


  • یوسف : وَلَأَجْرُ الآخِرَةِ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ    ﴿ 57 ﴾     جزء 13  

    و البته اجر آخرت ، براى کسانى که ایمان آورده و پرهیزگارى مى نمودند، بهتر است.

    And the reward of the Hereafter is better, for those who believe and ward of (evil).


  • یوسف : وَجَاء إِخْوَةُ يُوسُفَ فَدَخَلُواْ عَلَيْهِ فَعَرَفَهُمْ وَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ    ﴿ 58 ﴾     جزء 13  

    و برادران یوسف آمدند و بر او وارد شدند[ .او ]آنان را شناخت ولى آنان او را نشناختند.

    And Joseph's brethren came and presented themselves before him, and he knew them but they knew him not.


  • یوسف : وَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمْ قَالَ ائْتُونِي بِأَخٍ لَّكُم مِّنْ أَبِيكُمْ أَلاَ تَرَوْنَ أَنِّي أُوفِي الْكَيْلَ وَأَنَاْ خَيْرُ الْمُنزِلِينَ    ﴿ 59 ﴾     جزء 13  

    و چون آنان را به خوار و بارشان مجهز کرد، گفت> :برادر پدرى خود را نزد من آورید .مگر نمى بینید که من پیمانه را تمام مى دهم و من بهترین میزبانانم ؟

    And when he provided them with their provision he said: Bring unto me a brother of yours from your father. See ye not that I fill up the measure and I am the best of hosts?


  • یوسف : فَإِن لَّمْ تَأْتُونِي بِهِ فَلاَ كَيْلَ لَكُمْ عِندِي وَلاَ تَقْرَبُونِ    ﴿ 60 ﴾     جزء 13  

    پس اگر او را نزد من نیاوردید، براى شما نزد من پیمانه اى نیست ، و به من نزدیک نشوید.

    And if ye bring him not unto me, then there shall be no measure for you with me, nor shall ye draw near.


  • یوسف : قَالُواْ سَنُرَاوِدُ عَنْهُ أَبَاهُ وَإِنَّا لَفَاعِلُونَ    ﴿ 61 ﴾     جزء 13  

    گفتند> :او را با نیرنگ از پدرش خواهیم خواست ، و محققا این کار را خواهیم کرد.

    They said: We will try to win him from his father: that we will surely do.


  • یوسف : وَقَالَ لِفِتْيَانِهِ اجْعَلُواْ بِضَاعَتَهُمْ فِي رِحَالِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَعْرِفُونَهَا إِذَا انقَلَبُواْ إِلَى أَهْلِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ    ﴿ 62 ﴾     جزء 13  

    و[ یوسف ]به غلامان خود گفت> :سرمایه هاى آنان را در بارهایشان بگذارید، شاید وقتى به سوى خانواده خود برمى گردند آن را بازیابند، امید که آنان بازگردند.

    He said unto his young men: Place their merchandise in their saddlebags, so that they may know it when they go back to their folk, and so will come again.


  • یوسف : فَلَمَّا رَجِعُوا إِلَى أَبِيهِمْ قَالُواْ يَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَيْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ    ﴿ 63 ﴾     جزء 13  

    پس چون به سوى پدر خود بازگشتند، گفتند> :اى پدر، پیمانه از ما منع شد .برادرمان را با ما بفرست تا پیمانه بگیریم ، و ما نگهبان او خواهیم بود.

    63. So when they went back to their father they said: O our father! The measure is denied us, so send with us our brother that we may obtain the measure, surely we will guard him well.


  • یوسف : قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلاَّ كَمَا أَمِنتُكُمْ عَلَى أَخِيهِ مِن قَبْلُ فَاللّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ    ﴿ 64 ﴾     جزء 13  

    [یعقوب ]گفت> :آیا همان گونه که شما را پیش از این بر برادرش امین گردانیدم ، بر او امین سازم ؟ پس خدا بهترین نگهبان است ، و اوست مهربانترین مهربانان.

    He said: Can I entrust him to you save as I entrusted his brother to you aforetime? Allah is better at guarding, and He is the Most Merciful of those who show mercy.


  • یوسف : وَلَمَّا فَتَحُواْ مَتَاعَهُمْ وَجَدُواْ بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَيْهِمْ قَالُواْ يَا أَبَانَا مَا نَبْغِي هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَيْنَا وَنَمِيرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَيْلَ بَعِيرٍ ذَلِكَ كَيْلٌ يَسِيرٌ    ﴿ 65 ﴾     جزء 13  

    و هنگامى که بارهاى خود را گشودند، دریافتند که سرمایه شان بدانها بازگردانیده شده است .گفتند> :اى پدر،[ دیگر ]چه مى خواهیم ؟ این سرمایه ماست که به ما بازگردانیده شده است .قوت خانواده خود را فراهم ، و برادرمان را نگهبانى مى کنیم ، و[ با بردن او ]یک بار شتر مى افزاییم ، و این[ پیمانه اضافى نزد عزیز ]پیمانه اى ناچیز است.

    And when they opened their belongings they discovered that their merchandise had been returned to them. They said: O our father! What (more) can we ask? Here is our merchandise returned to us. We shall get provision for our folk and guard our brother, and we shall have the extra measure of a camel (load). This (that we bring now) is a light measure.


  • یوسف : قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَكُمْ حَتَّى تُؤْتُونِ مَوْثِقًا مِّنَ اللّهِ لَتَأْتُنَّنِي بِهِ إِلاَّ أَن يُحَاطَ بِكُمْ فَلَمَّا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ اللّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِيلٌ    ﴿ 66 ﴾     جزء 13  

    گفت> :هرگز او را با شما نخواهم فرستاد تا با من با نام خدا پیمان استوارى ببندید که حتما او را نزد من باز آورید، مگر آنکه گرفتار[ حادثه اى ]شوید <.پس چون پیمان خود را با او استوار کردند[ یعقوب ]گفت> :خدا بر آنچه مى گوییم وکیل است.

    He said: I will not send him with you till ye give me an undertaking in the name of Allah that ye will bring him hack to me, unless ye are surrounded. And when they gave him their undertaking he said: Allah is the Warden over what we say.


  • یوسف : وَقَالَ يَا بَنِيَّ لاَ تَدْخُلُواْ مِن بَابٍ وَاحِدٍ وَادْخُلُواْ مِنْ أَبْوَابٍ مُّتَفَرِّقَةٍ وَمَا أُغْنِي عَنكُم مِّنَ اللّهِ مِن شَيْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ    ﴿ 67 ﴾     جزء 13  

    و گفت> :اى پسران من ،[ همه ]از یک دروازه[ به شهر ]در نیایید، بلکه از دروازه هاى مختلف وارد شوید، و من[ با این سفارش ، ]چیزى از[ قضاى ]خدا را از شما دور نمى توانم داشت .فرمان جز براى خدا نیست .بر او توکل کردم ، و توکل کنندگان باید بر او توکل کنند.

    And he said: O my sons! Go not in by one gate; go in by different gates. I can naught avail you as against Allah. Lo! the decision rests with Allah only. In Him do I put my trust, and in Him let all the trusting put their trust.


  • یوسف : وَلَمَّا دَخَلُواْ مِنْ حَيْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُم مَّا كَانَ يُغْنِي عَنْهُم مِّنَ اللّهِ مِن شَيْءٍ إِلاَّ حَاجَةً فِي نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضَاهَا وَإِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِّمَا عَلَّمْنَاهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ    ﴿ 68 ﴾     جزء 13  

    و چون همان گونه که پدرانشان به آنان فرمان داده بود وارد شدند،[ این کار ]چیزى را در برابر خدا از آنان برطرف نمى کرد جز اینکه یعقوب نیازى را که در دلش بود، برآورد و بى گمان ، او از[ برکت ]آنچه بدو آموخته بودیم داراى دانشى[ فراوان ]بود، ولى بیشتر مردم نمى دانند.

    And when they entered in the manner which their father had enjoined, it would have naught availed them as against Allah; it was but a need of Jacob's soul which he thus satisfied; and lo! he was a lord of knowledge because We had taught him; but most of mankind know not.


  • یوسف : وَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَى يُوسُفَ آوَى إِلَيْهِ أَخَاهُ قَالَ إِنِّي أَنَاْ أَخُوكَ فَلاَ تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ    ﴿ 69 ﴾     جزء 13  

    و هنگامى که بر یوسف وارد شدند، برادرش[ بنیامین ]را نزد خود جاى داد[ و ]گفت> :من برادر تو هستم <.بنابراین ، از آنچه[ برادران ]مى کردند، غمگین مباش.

    And when they went in before Joseph, he took his brother unto himself, saying: Lo; I, even I, am thy brother, therefore sorrow not for what they did.


  • یوسف : فَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمْ جَعَلَ السِّقَايَةَ فِي رَحْلِ أَخِيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسَارِقُونَ    ﴿ 70 ﴾     جزء 13  

    پس هنگامى که آنان را به خوار و بارشان مجهز کرد، آبخورى را در بار برادرش نهاد .سپس[ به دستور او ]نداکننده اى بانگ درداد> :اى کاروانیان ، قطعا شما دزد هستید.

    And when he provided them with their provision, he put the drinking cup in his brother's saddlebag, and then a crier cried: O camel riders! Ye are surely thieves!


  • یوسف : قَالُواْ وَأَقْبَلُواْ عَلَيْهِم مَّاذَا تَفْقِدُونَ    ﴿ 71 ﴾     جزء 13  

    [برادران ]در حالى که به آنان روى کردند، گفتند> :چه گم کرده اید؟

    They cried, coming toward them: What is it ye have lost?


  • یوسف : قَالُواْ نَفْقِدُ صُوَاعَ الْمَلِكِ وَلِمَن جَاء بِهِ حِمْلُ بَعِيرٍ وَأَنَاْ بِهِ زَعِيمٌ    ﴿ 72 ﴾     جزء 13  

    گفتند> :جام شاه را گم کرده ایم ، و براى هر کس که آن را بیاورد یک بار شتر خواهد بود <.و[ متصدى گفت> ]:من ضامن آنم.

    They said: We have lost the king's cup, and he who bringeth it shall have a camel load, and I (said Joseph) am answerable for it.


  • یوسف : قَالُواْ تَاللّهِ لَقَدْ عَلِمْتُم مَّا جِئْنَا لِنُفْسِدَ فِي الأَرْضِ وَمَا كُنَّا سَارِقِينَ    ﴿ 73 ﴾     جزء 13  

    گفتند> :به خدا سوگند، شما خوب مى دانید که ما نیامده ایم در این سرزمین فساد کنیم و ما دزد نبوده ایم.

    They said: By Allah, well ye know we came not to do evil in the land, and are no thieves.


  • یوسف : قَالُواْ فَمَا جَزَآؤُهُ إِن كُنتُمْ كَاذِبِينَ    ﴿ 74 ﴾     جزء 13  

    گفتند> :پس ، اگر دروغ بگویید، کیفرش چیست ؟

    They said : And what shall be the penalty for it if ye prove liars?


  • یوسف : قَالُواْ جَزَآؤُهُ مَن وُجِدَ فِي رَحْلِهِ فَهُوَ جَزَاؤُهُ كَذَلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ    ﴿ 75 ﴾     جزء 13  

    گفتند>:کیفرش[ همان ]کسى است که[ جام ]در بار او پیدا شود .پس کیفرش خود اوست .ما ستمکاران را این گونه کیفر مى دهیم.

    They said: The penalty for it! He in whose bag (the cup) is found, he is the penalty for it. Thus we requite wrongdoers.


  • یوسف : فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعَاء أَخِيهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَهَا مِن وِعَاء أَخِيهِ كَذَلِكَ كِدْنَا لِيُوسُفَ مَا كَانَ لِيَأْخُذَ أَخَاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ إِلاَّ أَن يَشَاء اللّهُ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مِّن نَّشَاء وَفَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ    ﴿ 76 ﴾     جزء 13  

    پس[ یوسف ]به[ بازرسى ]بارهاى آنان ، پیش از بار برادرش ، پرداخت .آنگاه آن را از بار برادرش[ بنیامین ]در آورد .این گونه به یوسف شیوه آموختیم[ .چرا که ]او در آیین پادشاه نمى توانست برادرش را بازداشت کند، مگر اینکه خدا بخواهد[ و چنین راهى بدو بنماید .]درجات کسانى را که بخواهیم بالا مى بریم و فوق هر صاحب دانشى دانشورى است.

    Then he (Joseph) began the search with their bags before his brother's bag, then he produced it from his brother's bag. Thus did We contrive for Joseph. He could not have taken his brother according to the king's law unless Allah willed. We raise by grades (of mercy) whom We will, and over every lord of knowledge there is one more knowing.


  • یوسف : قَالُواْ إِن يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَّهُ مِن قَبْلُ فَأَسَرَّهَا يُوسُفُ فِي نَفْسِهِ وَلَمْ يُبْدِهَا لَهُمْ قَالَ أَنتُمْ شَرٌّ مَّكَانًا وَاللّهُ أَعْلَمْ بِمَا تَصِفُونَ    ﴿ 77 ﴾     جزء 13  

    گفتند> :اگر او دزدى کرده ، پیش از این[ نیز ]برادرش دزدى کرده است> .یوسف این[ سخن ]را در دل خود پنهان داشت و آن را برایشان آشکار نکرد[ ولى ]گفت> :موقعیت شما بدتر[ از او]ست ، و خدا به آنچه وصف مى کنید داناتر است.

    They said : If he stealeth, a brother of his stole before. But Joseph kept it secret in his soul and revealed it not unto them. He said (within himself) : Ye are in worse case and Allah knoweth best (the truth of) that which ye allege.


  • یوسف : قَالُواْ يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ إِنَّ لَهُ أَبًا شَيْخًا كَبِيرًا فَخُذْ أَحَدَنَا مَكَانَهُ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ    ﴿ 78 ﴾     جزء 13  

    گفتند> :اى عزیز، او پدرى پیر سالخورده دارد، بنابراین یکى از ما را به جاى او بگیر، که ما تو را از نیکوکاران مى بینیم.

    They said: O ruler of the land! Lo! he hath an aged father, so take one of us instead of him. Lo ! we behold thee of those who do kindness.


  • یوسف : قَالَ مَعَاذَ اللّهِ أَن نَّأْخُذَ إِلاَّ مَن وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِندَهُ إِنَّآ إِذًا لَّظَالِمُونَ    ﴿ 79 ﴾     جزء 13  

    گفت> :پناه به خدا، که جز آن کس را که کالاى خود را نزد وى یافته ایم بازداشت کنیم ، زیرا در آن صورت قطعا ستمکار خواهیم بود.

    He said : Allah forbid that we should seize save him with whom we found our property; then truly we should be wrongdoers.


  • یوسف : فَلَمَّا اسْتَيْأَسُواْ مِنْهُ خَلَصُواْ نَجِيًّا قَالَ كَبِيرُهُمْ أَلَمْ تَعْلَمُواْ أَنَّ أَبَاكُمْ قَدْ أَخَذَ عَلَيْكُم مَّوْثِقًا مِّنَ اللّهِ وَمِن قَبْلُ مَا فَرَّطتُمْ فِي يُوسُفَ فَلَنْ أَبْرَحَ الأَرْضَ حَتَّىَ يَأْذَنَ لِي أَبِي أَوْ يَحْكُمَ اللّهُ لِي وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ    ﴿ 80 ﴾     جزء 13  

    پس چون از او نومید شدند، رازگویان کنار کشیدند .بزرگشان گفت> :مگر نمى دانید که پدرتان با نام خدا پیمانى استوار از شما گرفته است و قبلا[ هم ]در باره یوسف تقصیر کردید؟ هرگز از این سرزمین نمى روم تا پدرم به من اجازه دهد یا خدا در حق من داورى کند، و او بهترین داوران است.

    So, when they despaired of (moving) him, they conferred together apart. The eldest of them said: Know ye not how your father took an undertaking from you in Allah's name and how ye failed in the case of Joseph aforetime? Therefore I shall not go forth from the land until my father giveth leave or Allah judgeth for me. He is the Best of Judges.


  • یوسف : ارْجِعُواْ إِلَى أَبِيكُمْ فَقُولُواْ يَا أَبَانَا إِنَّ ابْنَكَ سَرَقَ وَمَا شَهِدْنَا إِلاَّ بِمَا عَلِمْنَا وَمَا كُنَّا لِلْغَيْبِ حَافِظِينَ    ﴿ 81 ﴾     جزء 13  

    پیش پدرتان بازگردید و بگویید :اى پدر، پسرت دزدى کرده ، و ما جز آنچه مى دانیم گواهى نمى دهیم و ما نگهبان غیب نبودیم.

    Return unto your father and say: O our father! Lo! thy son hath stolen. We testify only to that which we know; we are not guardians of the unseen.


  • یوسف : وَاسْأَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيهَا وَالْعِيْرَ الَّتِي أَقْبَلْنَا فِيهَا وَإِنَّا لَصَادِقُونَ    ﴿ 82 ﴾     جزء 13  

    و از[ مردم ]شهرى که در آن بودیم و کاروانى که در میان آن آمدیم جویا شو، و ما قطعا راست مى گوییم.

    Ask the township where we were, and the caravan with which we travelled hither. Lo! we speak the truth.


  • یوسف : قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللّهُ أَن يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ    ﴿ 83 ﴾     جزء 13  

    [یعقوب ]گفت[> :چنین نیست ، ]بلکه نفس شما امرى[ نادرست ]را براى شما آراسته است .پس[ صبر من ]صبرى نیکوست .امید که خدا همه آنان را به سوى من[ باز ]آورد، که او داناى حکیم است.

    (And when they came unto their father and had spoken thus to him) he said: Nay, but your minds have beguiled you into something. (My course is) comely patience! It may be that Allah will bring them all unto me. Lo! He, only He, is the Knower, the Wise.


  • یوسف : وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا أَسَفَى عَلَى يُوسُفَ وَابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ    ﴿ 84 ﴾     جزء 13  

    و از آنان روى گردانید و گفت> :اى دریغ بر یوسف ، و در حالى که اندوه خود را فرو مى خورد، چشمانش از اندوه سپید شد.

    And he turned away from them and said: Alas, my grief for Joseph! And his eyes were whitened with the sorrow that he was suppressing.


  • یوسف : قَالُواْ تَالله تَفْتَأُ تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضًا أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ    ﴿ 85 ﴾     جزء 13  

    [پسران او ]گفتند> :به خدا سوگند که پیوسته یوسف را یاد مى کنى تا بیمار شوى یا هلاک گردى.

    They said: By Allah, thou wilt never cease remembering Joseph till thy health is ruined or thou art of those who perish!


  • یوسف : قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ    ﴿ 86 ﴾     جزء 13  

    گفت> :من شکایت غم و اندوه خود را پیش خدا مى برم ، و از[ عنایت ]خدا چیزى مى دانم که شما نمى دانید.

    He said: I expose my distress and anguish only unto Allah, and I know from Allah that which ye know not.


  • یوسف : يَا بَنِيَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ    ﴿ 87 ﴾     جزء 13  

    اى پسران من ، بروید و از یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت خدا نومید مباشید، زیرا جز گروه کافران کسى از رحمت خدا نومید نمى شود.

    Go, O my sons, and ascertain concerning Joseph and his brother, and despair not of the Spirit of Allah. Lo! none despaireth of the Spirit of Allah save disbelieving folk


  • یوسف : فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَيْهِ قَالُواْ يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَآ إِنَّ اللّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ    ﴿ 88 ﴾     جزء 13  

    پس چون[ برادران ]بر او وارد شدند، گفتند> :اى عزیز، به ما و خانواده ما آسیب رسیده است و سرمایه اى ناچیز آورده ایم .بنابراین پیمانه ما را تمام بده و بر ما تصدق کن که خدا صدقه دهندگان را پاداش مى دهد.

    And when they came (again) before him (Joseph) they said: O ruler! Misfortune hath touched us and our folk, and we bring but poor merchandise, so fill for us the measure and be charitable unto us. Lo! Allah will requite the charitable.


  • یوسف : قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ    ﴿ 89 ﴾     جزء 13  

    گفت> :آیا دانستید، وقتى که نادان بودید، با یوسف و برادرش چه کردید؟

    He said: Know ye what ye did unto Joseph and his brother in your ignorance?


  • یوسف : قَالُواْ أَإِنَّكَ لَأَنتَ يُوسُفُ قَالَ أَنَاْ يُوسُفُ وَهَذَا أَخِي قَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَيْنَا إِنَّهُ مَن يَتَّقِ وَيِصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ    ﴿ 90 ﴾     جزء 13  

    گفتند> :آیا تو خود، یوسفى ؟ <گفت[> :آرى ، ]من یوسفم و این برادر من است .به راستى خدا بر ما منت نهاده است .بى گمان ، هر که تقوا و صبر پیشه کند، خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمى کند.

    They said: Is it indeed thou who art Joseph? He said: I am Joseph and this is my brother. Allah hath shown us favor. Lo! he who wardeth off (evil) and endureth (findeth favor); for verily Allah loseth not the wages of the kindly.


  • یوسف : قَالُواْ تَاللّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللّهُ عَلَيْنَا وَإِن كُنَّا لَخَاطِئِينَ    ﴿ 91 ﴾     جزء 13  

    گفتند> :به خدا سوگند، که واقعا خدا تو را بر ما برترى داده است و ما خطاکار بودیم.

    They said: By Allah, verily Allah hath preferred thee above us, and we were indeed sinful.


  • یوسف : قَالَ لاَ تَثْرَيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللّهُ لَكُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ    ﴿ 92 ﴾     جزء 13  

    [یوسف ]گفت> :امروز بر شما سرزنشى نیست .خدا شما را مى آمرزد و او مهربانترین مهربانان است.

    He said: Have no fear this day! May Allah forgive you, and He is the Most Merciful of those who show mercy.


  • یوسف : اذْهَبُواْ بِقَمِيصِي هَذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيرًا وَأْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ    ﴿ 93 ﴾     جزء 13  

    این پیراهن مرا ببرید و آن را بر چهره پدرم بیفکنید[ تا ]بینا شود، و همه کسان خود را نزد من آورید.

    Go with this shirt of mine and lay it on my father's face, he will become ( again ) a seer; and come to me with all your folk.


  • یوسف : وَلَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قَالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْلاَ أَن تُفَنِّدُونِ    ﴿ 94 ﴾     جزء 13  

    و چون کاروان رهسپار شد، پدرشان گفت> :اگر مرا به کم خردى نسبت ندهید، بوى یوسف را مى شنوم.

    When the caravan departed their father had said : Truly I am conscious of the breath of Joseph, though ye call me dotard.


  • یوسف : قَالُواْ تَاللّهِ إِنَّكَ لَفِي ضَلاَلِكَ الْقَدِيمِ    ﴿ 95 ﴾     جزء 13  

    گفتند> :به خدا سوگند که تو سخت در گمراهى دیرین خود هستى.

    (Those around him) said: By Allah, Lo! thou art in thine old aberration.


  • یوسف : فَلَمَّا أَن جَاء الْبَشِيرُ أَلْقَاهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيرًا قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ    ﴿ 96 ﴾     جزء 13  

    پس چون مژده رسان آمد، آن[ پیراهن ]را بر چهره او انداخت ، پس بینا گردید .گفت> :آیا به شما نگفتم که بى شک من از[ عنایت ]خدا چیزهایى مى دانم که شما نمى دانید؟

    Then, when the bearer of glad tidings came, he laid it on his face and he became a seer once more. He said: Said I not unto you that I know from Allah that which ye know not?


  • یوسف : قَالُواْ يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ    ﴿ 97 ﴾     جزء 13  

    گفتند> :اى پدر، براى گناهان ما آمرزش خواه که ما خطاکار بودیم.

    97. They said: O our father! Ask forgiveness of our sins for us, for lo! we were sinful.


  • یوسف : قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّيَ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ    ﴿ 98 ﴾     جزء 13  

    گفت> :به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى خواهم ، که او همانا آمرزنده مهربان است.

    He said: I shall ask forgiveness for you of my Lord. He is the Forgiving, the Merciful.


  • یوسف : فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَى يُوسُفَ آوَى إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ادْخُلُواْ مِصْرَ إِن شَاء اللّهُ آمِنِينَ    ﴿ 99 ﴾     جزء 13  

    پس چون بر یوسف وارد شدند، پدر و مادر خود را در کنار خویش گرفت و گفت> :ان شاء الله ، با[ امن و ]امان داخل مصر شوید.

    And when they came in before Joseph, he took his parents unto him, and said: Come into Egypt sale, if Allah will!


  • یوسف : وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا وَقَالَ يَا أَبَتِ هَذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقًّا وَقَدْ أَحْسَنَ بَي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاء بِكُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِّمَا يَشَاء إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ    ﴿ 100 ﴾     جزء 13  

    و پدر و مادرش را به تخت برنشانید، و[ همه آنان ]پیش او به سجده درافتادند، و[ یوسف ]گفت> :اى پدر، این است تعبیر خواب پیشین من ، به یقین ، پروردگارم آن را راست گردانید و به من احسان کرد آنگاه که مرا از زندان خارج ساخت و شما را از بیابان[ کنعان به مصر ]باز آورد پس از آنکه شیطان میان من و برادرانم را به هم زد بى گمان ، پروردگار من نسبت به آنچه بخواهد صاحب لطف است ، زیرا که او داناى حکیم است.

    And he placed his parents on the dais and they fell down before him prostrate, and he said: O my father! This is the interpretation of my dream of old. My Lord hath made it true, and He hath shown me kindness, since He took me out of the prison and hath brought you from the desert after Satan had made strife between me and my brethren. Lo! my Lord is tender unto whom He will. He is the Knower, the Wise.


  • یوسف : رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِي مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنتَ وَلِيِّي فِي الدُّنُيَا وَالآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ    ﴿ 101 ﴾     جزء 13  

    >پروردگارا، تو به من دولت دادى و از تعبیر خوابها به من آموختى .اى پدیدآورنده آسمانها و زمین ، تنها تو در دنیا و آخرت مولاى منى ، مرا مسلمان بمیران و مرا به شایستگان ملحق فرما.

    O my Lord! Thou hast given me (something) of sovereignty and hast taught me (something) of the interpretation of events, Creator of the heavens and the earth! Thou art my Protecting Friend in the world and the Hereafter. Make me to die submissive (unto Thee), and join me to the righteous.


  • یوسف : ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُواْ أَمْرَهُمْ وَهُمْ يَمْكُرُونَ    ﴿ 102 ﴾     جزء 13  

    این[ ماجرا ]از خبرهاى غیب است که به تو وحى مى کنیم ، و تو هنگامى که آنان همداستان شدند و نیرنگ مى کردند نزدشان نبودى.

    This is of the tidings of the Unseen which We inspire in thee (Muhammad). Thou waft not present with them when they bed their plan and they were scheming.


  • (154 / 50)       4 / 1

             1  2  3  4       بعدی »

    قرآن
    Holy Quran

    [کل قرآن]
    [استخاره]

    [دریافت فونت]

    [001  فاتحه]
    [002  بقره]
    [003  آل عمران]
    [004  نساء]
    [005  مائده]
    [006  انعام]
    [007  اعراف]
    [008  انفال]
    [009  توبه]
    [010  یونس]
    [011  هود]
    [012  یوسف]
    [013  رعد]
    [014  ابراهیم]
    [015  حجر]
    [016  نحل]
    [017  اسراء]
    [018  کهف]
    [019  مریم]
    [020  طه]
    [021  انبیاء]
    [022  حج]
    [023  مؤمنون]
    [024  نور]
    [025  فرقان]
    [026  شعراء]
    [027  نمل]
    [028  قصص]
    [029  عنکبوت]
    [030  روم]
    [031  لقمان]
    [032  سجده]
    [033  احزاب]
    [034  سبا]
    [035  فاطر]
    [036  یس]
    [037  صافات]
    [038  ص]
    [039  زمر]
    [040  مؤمن]
    [041  فصلت]
    [042  شوری]
    [043  زخرف]
    [044  دخان]
    [045  جاثیه]
    [046  احقاف]
    [047  محمد(ص)]
    [048  فتح]
    [049  حجرات]
    [050  ق]
    [051  ذاریات]
    [052  طور]
    [053  نجم]
    [054  قمر]
    [055  رحمن]
    [056  واقعه]
    [057  حدید]
    [058  مجادله]
    [059  حشر]
    [060  ممتحنه]
    [061  صف]
    [062  جمعه]
    [063  منافقون]
    [064  تغابن]
    [065  طلاق]
    [066  تحریم]
    [067  ملک]
    [068  قلم]
    [069  حاقه]
    [070  معارج]
    [071  نوح]
    [072  جن]
    [073  مزمل]
    [074  مدثر]
    [075  قیامت]
    [076  دهر]
    [077  مرسلات]
    [078  نبا]
    [079  نازعات]
    [080  عبس]
    [081  تکویر]
    [082  انفطار]
    [083  مطففین]
    [084  انشقاق]
    [085  بروج]
    [086  طارق]
    [087  اعلی]
    [088  غاشیه]
    [089  فجر]
    [090  بلد]
    [091  شمس]
    [092  لیل]
    [093  ضحی]
    [094  انشراح]
    [095  تین]
    [096  علق]
    [097  قدر]
    [098  بینه]
    [099  زلزال]
    [100  عادیات]
    [101  قارعه]
    [102  تکاثر]
    [103  عصر]
    [104  همزه]
    [105  فیل]
    [106  ایلاف (قریش)]
    [107  ماعون]
    [108  کوثر]
    [109  کافرون]
    [110  نصر]
    [111  تبت (مسد)]
    [112  اخلاص]
    [113  فلق]
    [114  ناس]

    نمایش مورد در یک صفحه


    [Print Preview]


    جستجو در وب  |  درباره سایت  |  درباره ما  |  ارتباط با ما  |  ثبت در لینکهای شخصی
    © 2004, Samin Group. All Right Reserved.
    استفاده از منابع سایت با اجازه مالک معنوی اثر و ذکر منبع بلامانع است
    Powered by Samin Web Developers.
     
    dop dat atf atfpoint پارس سوکت
    Loaded in 0.04 seconds : unzipped 105.68 kb : zipped 19.779 kb

    .