| ذاریات : قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ ﴿ 31 ﴾ جزء 27 [ابراهیم ]گفت> :اى فرستادگان ، ماموریت شما چیست ؟ | (Abraham) said: And (afterward) what is your errand, O ye sent (from Allah)? |
ذاریات : قَالُوا إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمٍ مُّجْرِمِينَ ﴿ 32 ﴾ جزء 27 گفتند> :ما به سوى مردمى پلیدکار فرستاده شده ایم ، | They said: Lo! we are sent unto a guilty folk, |
ذاریات : لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِّن طِينٍ ﴿ 33 ﴾ جزء 27 تا سنگهایى از گل رس بر[ سر ]آنان فرو فرستیم. | That we may send upon them stones of clay, |
ذاریات : مُسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ لِلْمُسْرِفِينَ ﴿ 34 ﴾ جزء 27 [که ]نزد پروردگارت براى مسرفان نشان گذارى شده است. | Marked by thy Lord for (the destruction of) the wanton. |
ذاریات : فَأَخْرَجْنَا مَن كَانَ فِيهَا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿ 35 ﴾ جزء 27 پس هر که از مومنان در آن[ شهرها ]بود بیرون بردیم. | Thee We brought forth such believers as were there. |
ذاریات : فَمَا وَجَدْنَا فِيهَا غَيْرَ بَيْتٍ مِّنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿ 36 ﴾ جزء 27 و[لى ]در آنجا جز یک خانه از فرمانبران[ خدا بیشتر ]نیافتیم. | But We found there but one house of those surrendered (to Allah). |
ذاریات : وَتَرَكْنَا فِيهَا آيَةً لِّلَّذِينَ يَخَافُونَ الْعَذَابَ الْأَلِيمَ ﴿ 37 ﴾ جزء 27 و در آنجا براى آنها که از عذاب پر درد مى ترسند، عبرتى به جاى گذاشتیم. | And We left behind therein a portent for those who fear a painful doom. |
ذاریات : وَفِي مُوسَى إِذْ أَرْسَلْنَاهُ إِلَى فِرْعَوْنَ بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿ 38 ﴾ جزء 27 و[ نیز ]در[ ماجراى ]موسى ، چون او را با حجتى آشکار به سوى فرعون گسیل داشتیم. | And in Moses (too, there is a portent) when We sent him unto Pharaoh with clear warrant, |
ذاریات : فَتَوَلَّى بِرُكْنِهِ وَقَالَ سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ﴿ 39 ﴾ جزء 27 پس[ فرعون ]با ارکان[ دولت ]خود روى برتافت و گفت[> :این شخص ، ]ساحر یا دیوانه اى است. | But he withdrew (confiding) in his might, and said: A wizard or a madman. |
ذاریات : فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ وَهُوَ مُلِيمٌ ﴿ 40 ﴾ جزء 27 [تا ]او و سپاهیانش را گرفتیم و آنان را در دریا افکندیم در حالى که او[ در آخرین لحظه ]نکوهشگر[ خود ]بود. | So We seized him and his hosts and flung them in the sea, for he was reprobate |
ذاریات : وَفِي عَادٍ إِذْ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقِيمَ ﴿ 41 ﴾ جزء 27 و در[ ماجراى ]عاد[ نیز]، چون بر[ سر ]آنها آن باد مهلک را فرستادیم. | And in (the tribe of) Aad (there is a portent) when We sent the fatal wind against them. |
ذاریات : مَا تَذَرُ مِن شَيْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ كَالرَّمِيمِ ﴿ 42 ﴾ جزء 27 به هر چه مى وزید آن را چون خاکستر استخوان مرده مى گردانید. | It spared naught that it reached, but made it (all) as dust. |
ذاریات : وَفِي ثَمُودَ إِذْ قِيلَ لَهُمْ تَمَتَّعُوا حَتَّى حِينٍ ﴿ 43 ﴾ جزء 27 و در[ ماجراى ]ثمود[ نیز عبرتى بود]، آنگاه که به ایشان گفته شد> :تا چندى برخوردار شوید. | And in (the tribe of) Thamud (there is a portent) when it was told them: Take your ease awhile. |
ذاریات : فَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ وَهُمْ يَنظُرُونَ ﴿ 44 ﴾ جزء 27 تا[ آنکه ]از فرمان پروردگار خود سر برتافتند و در حالى که آنها مى نگریستند ، آذرخش آنان را فرو گرفت. | But they rebelled against their Lord's decree, and so the thunderbolt overtook them even while they gazed; |
ذاریات : فَمَا اسْتَطَاعُوا مِن قِيَامٍ وَمَا كَانُوا مُنتَصِرِينَ ﴿ 45 ﴾ جزء 27 در نتیجه نه توانستند به پاى خیزند و نه طلب یارى کنند. | And they were unable to rise up, nor could they help themselves. |
ذاریات : وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ ﴿ 46 ﴾ جزء 27 و قوم نوح[ نیز ]پیش از آن[ اقوام نامبرده همین گونه هلاک شدند]، زیرا آنها مردمى نافرمان بودند. | And the folk of Noah aforetime. Lo! they were licentious folk. |
ذاریات : وَالسَّمَاء بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ ﴿ 47 ﴾ جزء 27 و آسمان را به قدرت خود برافراشتیم ، و بى گمان ، ما[ آسمان]گستریم! | We have built the heaven with might, and We it is who make the vast extent (thereof). |
ذاریات : وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ ﴿ 48 ﴾ جزء 27 و زمین را گسترانیده ایم و چه نیکو گسترندگانیم. | And the earth have We laid out, how gracious was the Spreader (thereof)! |
ذاریات : وَمِن كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿ 49 ﴾ جزء 27 و از هر چیزى دو گونه[ یعنى نر و ماده ]آفریدیم ، امید که شما عبرت گیرید. | And all things We have created by pairs, that haply ye may reflect. |
ذاریات : فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿ 50 ﴾ جزء 27 پس به سوى خدا بگریزید، که من شما را از طرف او بیم دهنده اى آشکارم. | Therefor flee unto Allah; lo! I am a plain warner unto you from Him |
ذاریات : وَلَا تَجْعَلُوا مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ إِنِّي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿ 51 ﴾ جزء 27 و با خدا معبودى دیگر قرار مدهید که من از جانب او هشداردهنده اى آشکارم. | And set not any other god along with Allah; lo! I am a plain warner unto you from Him. |
ذاریات : كَذَلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ﴿ 52 ﴾ جزء 27 بدین سان بر کسانى که پیش از آنها بودند هیچ پیامبرى نیامد جز اینکه گفتند> :ساحر یا دیوانه اى است. | Even so there came no messenger unto those before them but they said: A wizard or a madman! |
ذاریات : أَتَوَاصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ﴿ 53 ﴾ جزء 27 آیا همدیگر را به این[ سخن ]سفارش کرده بودند؟[ نه ]!بلکه آنان مردمى سرکش بودند. | Have they handed down (the saying) as an heirloom one unto another? Nay, but they are froward folk. |
ذاریات : فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَمَا أَنتَ بِمَلُومٍ ﴿ 54 ﴾ جزء 27 پس ، از آنان روى بگردان ، که تو در خور نکوهش نیستى. | So withdraw from them (O Muhammad), for thou art in no wise blameworthy, |
ذاریات : وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنفَعُ الْمُؤْمِنِينَ ﴿ 55 ﴾ جزء 27 و پند ده ، که مومنان را پند سود بخشد. | And warn, for warning profiteth believers. |
ذاریات : وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿ 56 ﴾ جزء 27 و جن و انس را نیافریدم جز براى آنکه مرا بپرستند. | I created the jinn and humankind only that they might worship Me. |
ذاریات : مَا أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍ وَمَا أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِ ﴿ 57 ﴾ جزء 27 از آنان هیچ روزیى نمى خواهم ، و نمى خواهم که مرا خوراک دهند. | I seek no livelihood from them, nor do I ask that they should feed Me. |
ذاریات : إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ ﴿ 58 ﴾ جزء 27 خداست که خود روزى بخش نیرومند استوار است. | Lo! Allah! He it is that giveth livelihood, the Lord of unbreakable might. |
ذاریات : فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذَنُوبًا مِّثْلَ ذَنُوبِ أَصْحَابِهِمْ فَلَا يَسْتَعْجِلُونِ ﴿ 59 ﴾ جزء 27 پس براى کسانى که ستم کردند بهره اى است از عذاب ، همانند بهره عذاب یاران[ قبلى]شان .پس[ بگو ]:در خواستن عذاب از من ، شتابزدگى نکنند. | And lo! for those who (now) do wrong there is an evil day like unto the evil day (which came for) their likes (of old); so let them not ask Me to hasten on (that day). |
ذاریات : فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِن يَوْمِهِمُ الَّذِي يُوعَدُونَ ﴿ 60 ﴾ جزء 27 پس واى بر کسانى که کافر شده اند از آن روزى که وعده یافته اند. | And woe unto those who disbelieve, from (that) their day which they are promised. |
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ طور : وَالطُّورِ ﴿ 1 ﴾ جزء 27 به نام خداوند رحمتگر مهربان
سوگند به طور، | In the name of Allah, the Beneficent, the Merciful . By the Mount, |
طور : وَكِتَابٍ مَّسْطُورٍ ﴿ 2 ﴾ جزء 27 و کتابى نگاشته شده ، | And a Scripture inscribed |
طور : فِي رَقٍّ مَّنشُورٍ ﴿ 3 ﴾ جزء 27 در طومارى گسترده ، | On fire parchment unrolled, |
طور : وَالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ ﴿ 4 ﴾ جزء 27 سوگند به آن خانه آباد[ خدا]، | And the House frequented, |
طور : وَالسَّقْفِ الْمَرْفُوعِ ﴿ 5 ﴾ جزء 27 سوگند به بام بلند[ آسمان]، | And the roof exalted, |
طور : وَالْبَحْرِ الْمَسْجُورِ ﴿ 6 ﴾ جزء 27 و آن دریاى سرشار[ و افروخته]، | And the sea kept filled, |
طور : إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ لَوَاقِعٌ ﴿ 7 ﴾ جزء 27 که عذاب پروردگارت واقع شدنى است ، | Lo! the doom of thy Lord will surely come to pass; |
طور : مَا لَهُ مِن دَافِعٍ ﴿ 8 ﴾ جزء 27 آن را هیچ بازدارنده اى نیست. | There is none that can ward it off. |
طور : يَوْمَ تَمُورُ السَّمَاء مَوْرًا ﴿ 9 ﴾ جزء 27 روزى که آسمان سخت در تب و تاب افتد، | On the day when the heaven will heave with (awful) heaving, |
طور : وَتَسِيرُ الْجِبَالُ سَيْرًا ﴿ 10 ﴾ جزء 27 و کوهها[ جمله ]به حرکت درآیند. | And the mountains move away with (awful) movement, |
طور : فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ ﴿ 11 ﴾ جزء 27 پس واى بر تکذیب کنندگان در آن روز. | Then woe that day unto the deniers |
طور : الَّذِينَ هُمْ فِي خَوْضٍ يَلْعَبُونَ ﴿ 12 ﴾ جزء 27 آنان که به یاوه سرگرمند. | Who play in talk of grave matters; |
طور : يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلَى نَارِ جَهَنَّمَ دَعًّا ﴿ 13 ﴾ جزء 27 روزى که به سوى آتش جهنم کشیده مى شوند[ چه ]کشیدنى. | The day when they are thrust with a (disdainful) thrust, into the fire of hell. |
طور : هَذِهِ النَّارُ الَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ ﴿ 14 ﴾ جزء 27 [و به آنان گویند> ]:این همان آتشى است که دروغش مى پنداشتید. | (And it is said unto them): This is the Fire which ye were wont to deny. |
طور : أَفَسِحْرٌ هَذَا أَمْ أَنتُمْ لَا تُبْصِرُونَ ﴿ 15 ﴾ جزء 27 آیا این افسون است ؟ یا شما[ درست ]نمى بینید؟ | Is this magic, or do ye not see? |
طور : اصْلَوْهَا فَاصْبِرُوا أَوْ لَا تَصْبِرُوا سَوَاء عَلَيْكُمْ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿ 16 ﴾ جزء 27 به آن درآیید، خواه بشکیبید یا نشکیبید، به حال شما یکسان است .تنها به آنچه مى کردید مجازات مى یابید. | Endure the heat thereof, and whether ye are patient of it or impatient of it is all one for you. Ye are only being paid for what ye used to do. |
طور : إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَعِيمٍ ﴿ 17 ﴾ جزء 27 پرهیزگاران در باغهایى و[ در ]ناز و نعمتند. | Lo! those who kept their duty dwell in gardens and delight, |
طور : فَاكِهِينَ بِمَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ وَوَقَاهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ ﴿ 18 ﴾ جزء 27 به آنچه پروردگارشان به آنان داده دلشادند، و پروردگارشان آنها را از عذاب دوزخ مصون داشته است. | Happy because of what thee Lord hath given them, and (because) their Lord hath warded off from them the torment of hell fire. |
طور : كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿ 19 ﴾ جزء 27 [به آنان گویند> ]:به[ پاداش ]آنچه به جاى مى آوردید بخورید و بنوشید، گواراتان باد! | (And it is said until them): Eat and drink in health (as reward) for what ye used to do, |
طور : مُتَّكِئِينَ عَلَى سُرُرٍ مَّصْفُوفَةٍ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِينٍ ﴿ 20 ﴾ جزء 27 بر تختهایى ردیف هم تکیه زده اند و حوران درشت چشم را همسر آنان گردانده ایم. | Reclining on ranged couches. And We wed them unto fair ones with wide, lovely eyes. |
(398 / 50) 8 / 1 1 2 3 4 5 6 7 8 بعدی » | قرآن Holy Quran [کل قرآن] [استخاره]
[دریافت فونت]
[001 فاتحه] [002 بقره] [003 آل عمران] [004 نساء] [005 مائده] [006 انعام] [007 اعراف] [008 انفال] [009 توبه] [010 یونس] [011 هود] [012 یوسف] [013 رعد] [014 ابراهیم] [015 حجر] [016 نحل] [017 اسراء] [018 کهف] [019 مریم] [020 طه] [021 انبیاء] [022 حج] [023 مؤمنون] [024 نور] [025 فرقان] [026 شعراء] [027 نمل] [028 قصص] [029 عنکبوت] [030 روم] [031 لقمان] [032 سجده] [033 احزاب] [034 سبا] [035 فاطر] [036 یس] [037 صافات] [038 ص] [039 زمر] [040 مؤمن] [041 فصلت] [042 شوری] [043 زخرف] [044 دخان] [045 جاثیه] [046 احقاف] [047 محمد(ص)] [048 فتح] [049 حجرات] [050 ق] [051 ذاریات] [052 طور] [053 نجم] [054 قمر] [055 رحمن] [056 واقعه] [057 حدید] [058 مجادله] [059 حشر] [060 ممتحنه] [061 صف] [062 جمعه] [063 منافقون] [064 تغابن] [065 طلاق] [066 تحریم] [067 ملک] [068 قلم] [069 حاقه] [070 معارج] [071 نوح] [072 جن] [073 مزمل] [074 مدثر] [075 قیامت] [076 دهر] [077 مرسلات] [078 نبا] [079 نازعات] [080 عبس] [081 تکویر] [082 انفطار] [083 مطففین] [084 انشقاق] [085 بروج] [086 طارق] [087 اعلی] [088 غاشیه] [089 فجر] [090 بلد] [091 شمس] [092 لیل] [093 ضحی] [094 انشراح] [095 تین] [096 علق] [097 قدر] [098 بینه] [099 زلزال] [100 عادیات] [101 قارعه] [102 تکاثر] [103 عصر] [104 همزه] [105 فیل] [106 ایلاف (قریش)] [107 ماعون] [108 کوثر] [109 کافرون] [110 نصر] [111 تبت (مسد)] [112 اخلاص] [113 فلق] [114 ناس]
|