dat.ir

سخن روز:
کسی که از خدا توفیق بخواهد ولی تلاش نکند خود را مسخره کرده است    امام رضا علیه السلام

صفحه اصلی  |  شعب بانکها  |  آب و هوا  |  تقویم  |  لغتنامه  |  دیوان حافظ  |  قرآن - Quran  |  تنزیل  |  دیوان شمس  |  پخش زنده  |  آرشیوهای عکس  |  Download English News

علامت "عبارت" برای عین عبارت ، + برای و ، فاصله برای یا

FA
 

سورة الکَهْف
مکی
کهف [غار] داستان اصحاب کهف، آن غارنشینان یکتاپرستی که از نظام شرک آلود «دقیانوس‏» به غار پناهنده شدند و پس از 309 سال خواب در آن غار پس از تغییر نظام و زوال دقیانوس، به شهر برگشتند. به آیات 9 تا 26 رجوع کنید. داستان ذولقرنین و مسافرت موسی با خضر، از فرازهای مهم دیگر این سوره است و در هر سه داستان شگفت این سوره، قدرت اعجازگر خدائی مشهود است. تباهی کار کافران و پاداش بزرگ صالحان در بهشت، از مطالب پایانی این سوره است. دارای 110 آیه است و در مکه قبل از هجرت نازل شده است. در حدیث است: هر که آیه آخر این سوره را هنگام خواب بخواند در هر ساعتی که بخواهد بیدار می‏شود. و در حدیثی دیگر آمده: هر کس هر شب جمعه این سوره را بخواند مرگش شهادت خواهد بود و در قیامت، با شهدا برانگیخته خواهد شد. (تفسیر برهان ج 2 ص 455.) شهدا برانگیخته خواهد شد. (تفسیر برهان ج 2 ص 455.)

         1  2  3       بعدی »

(110 / 50)       3 / 1

  • بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ  
  • کهف : الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَل لَّهُ عِوَجَا    ﴿ 1 ﴾     جزء 15  

    به نام خداوند رحمتگر مهربان ستایش خدایى را که این کتاب[ آسمانى ]را بر بنده خود فرو فرستاد و هیچ گونه کژى در آن ننهاد،

    In the name of Allah, the Beneficent, the Merciful. Praise be to Allah Who hath revealed the Scripture unto His slave, and hath not placed therein any crookedness,


  • کهف : قَيِّمًا لِّيُنذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِن لَّدُنْهُ وَيُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا    ﴿ 2 ﴾     جزء 15  

    [کتابى ]راست و درست ، تا[ گناهکاران را ]از جانب خود به عذابى سخت بیم دهد، و مومنانى را که کارهاى شایسته مى کنند نوید بخشد که براى آنان پاداشى نیکوست.

    (But hath made it) straight, to give warning of stem punishment from Him, and to bring unto the believers who do good works the news that theirs will be a fair reward.


  • کهف : مَاكِثِينَ فِيهِ أَبَدًا    ﴿ 3 ﴾     جزء 15  

    در حالى که جاودانه در آن[ بهشت ]ماندگار خواهند بود.

    Wherein they will abide for ever;


  • کهف : وَيُنذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا    ﴿ 4 ﴾     جزء 15  

    و تا کسانى را که گفته اند :خداوند فرزندى گرفته است ، هشدار دهد.

    And to warn those who say: Allah hath chosen a son,


  • کهف : مَّا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلَا لِآبَائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِن يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبًا    ﴿ 5 ﴾     جزء 15  

    نه آنان و نه پدرانشان به این[ ادعا ]دانشى ندارند .بزرگ سخنى است که از دهانشان برمى آید[ .آنان ]جز دروغ نمى گویند.

    (A thing) whereof they have no knowledge, nor (had) thee fathers. Dreadful is the word that cometh out of their mouths. They speak naught but a lie.


  • کهف : فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِن لَّمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا    ﴿ 6 ﴾     جزء 15  

    شاید، اگر به این سخن ایمان نیاورند، تو جان خود را از اندوه ، در پیگیرى[ کار]شان تباه کنى.

    Yet it may be, if they believe not in this statement, that thou (Muhammad) wilt torment thy soul with grief over their footsteps.


  • کهف : إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا    ﴿ 7 ﴾     جزء 15  

    در حقیقت ، ما آنچه را که بر زمین است ، زیورى براى آن قرار دادیم ، تا آنان را بیازماییم که کدام یک از ایشان نیکوکارترند.

    Lo! We have placed all that is in the earth as an ornament thereof that we may try them: which of them is best in conduct.


  • کهف : وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيدًا جُرُزًا    ﴿ 8 ﴾     جزء 15  

    و ما آنچه را که بر آن است ، قطعا بیابانى بى گیاه خواهیم کرد.

    And lo! We shall make all that is therein a barren mound.


  • کهف : أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا    ﴿ 9 ﴾     جزء 15  

    مگر پنداشتى اصحاب کهف و رقیم[ خفتگان غار لوحه دار ]از آیات ما شگفت بوده است ؟

    Or deemest thou that the People of the Cave and the Inscription are a wonder among Our portents?


  • کهف : إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا    ﴿ 10 ﴾     جزء 15  

    آنگاه که جوانان به سوى غار پناه جستند و گفتند> :پروردگار ما !از جانب خود به ما رحمتى بخش و کار ما را براى ما به سامان رسان.

    When the young men Red for refuge to the Cave and said: Our Lord! Give us mercy from Thy presence and shape for us right conduct in our plight


  • کهف : فَضَرَبْنَا عَلَى آذَانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَدًا    ﴿ 11 ﴾     جزء 15  

    پس در آن غار، سالیانى چند بر گوشهایشان پرده زدیم.

    Then We sealed up their hearing in the Cave for a number of years.


  • کهف : ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَى لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا    ﴿ 12 ﴾     جزء 15  

    آنگاه آنان را بیدار کردیم ، تا بدانیم کدام یک از آن دو دسته ، مدت درنگشان را بهتر حساب کرده اند.

    And afterward We raised them up that We might know which of the two parties would best calculate the time that they had tarried.


  • کهف : نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُم بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى    ﴿ 13 ﴾     جزء 15  

    ما خبرشان را بر تو درست حکایت مى کنیم :آنان جوانانى بودند که به پروردگارشان ایمان آورده بودند و بر هدایتشان افزودیم.

    We narrate unto thee their story with truth. Lo! they were young men who believed in their Lord, and We increased them in guidance.


  • کهف : وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَن نَّدْعُوَ مِن دُونِهِ إِلَهًا لَقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا    ﴿ 14 ﴾     جزء 15  

    و دلهایشان را استوار گردانیدیم آنگاه که[ به قصد مخالفت با شرک ]برخاستند و گفتند> :پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمین است .جز او هرگز معبودى را نخواهیم خواند، که در این صورت قطعا ناصواب گفته ایم.

    And We made firm their hearts when they stood forth and said: Our Lord is the Lord of the heavens and the earth. We cry unto no god beside Him, for then should we utter an enormity.


  • کهف : هَؤُلَاء قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا    ﴿ 15 ﴾     جزء 15  

    این قوم ما جز او معبودانى اختیار کرده اند .چرا بر[ حقانیت ]آنها برهانى آشکار نمى آورند؟ پس کیست ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بندد؟

    These, our people, have chosen (other) gods beside Him though they bring no clear warrant (vouchsafed) to them. And who doth greater wrong than he who inventeth a lie concerning Allah?


  • کهف : وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنشُرْ لَكُمْ رَبُّكُم مِّن رَّحمته ويُهَيِّئْ لَكُم مِّنْ أَمْرِكُم مِّرْفَقًا    ﴿ 16 ﴾     جزء 15  

    و چون از آنها و از آنچه که جز خدا مى پرستند کناره گرفتید، پس به غار پناه جویید، تا پروردگارتان از رحمت خود بر شما بگستراند و براى شما در کارتان گشایشى فراهم سازد.

    And when ye withdraw from them and that which they worship except Allah, then seek refuge in the Cave; your Lord will spread for you of His mercy and will prepare for you a pillow in your plight.


  • کهف : وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن كَهْفِهِمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَهُمْ فِي فَجْوَةٍ مِّنْهُ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ مَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُّرْشِدًا    ﴿ 17 ﴾     جزء 15  

    و آفتاب را مى بینى که چون برمى آید، از غارشان به سمت راست مایل است ، و چون فرو مى شود از سمت چپ دامن برمى چیند، در حالى که آنان در جایى فراخ از آن[ غار قرار گرفته]اند .این از نشانه هاى[ قدرت ]خداست .خدا هر که را راهنمایى کند او راه یافته است ، و هر که را بى راه گذارد، هرگز براى او یارى راهبر نخواهى یافت.

    And thou mightest have seen the sun when it rose move away from their cave to the right, and when it set go past them on the left, and they were in the cleft thereof. That was (one) of the portents of Allah. He whom Allah guideth, he indeed is led aright, and he whom He sendeth astray, for him thou wilt not find a guiding friend.


  • کهف : وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ وَكَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا    ﴿ 18 ﴾     جزء 15  

    و مى پندارى که ایشان بیدارند، در حالى که خفته اند و آنها را به پهلوى راست و چپ مى گردانیم ، و سگشان بر آستانه[ غار ]دو دست خود را دراز کرده[ بود .]اگر بر حال آنان اطلاع مى یافتى ، گریزان روى از آنها برمى تافتى و از[ مشاهده ]آنها آکنده از بیم مى شدى.

    And thou wouldst have deemed them waking thou they were asleep, and we caused them to turn over to the right and the left, and their dog stretching out his paws on the threshold. If thou hadst observed them closely thou hadst assuredly turned away from them in flight, and hadst been filled with awe of them.


  • کهف : وَكَذَلِكَ بَعَثْنَاهُمْ لِيَتَسَاءلُوا بَيْنَهُمْ قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا أَحَدَكُم بِوَرِقِكُمْ هَذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنظُرْ أَيُّهَا أَزْكَى طَعَامًا فَلْيَأْتِكُم بِرِزْقٍ مِّنْهُ وَلْيَتَلَطَّفْ وَلَا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَدًا    ﴿ 19 ﴾     جزء 15  

    و این چنین بیدارشان کردیم ، تا میان خود از یکدیگر پرسش کنند .گوینده اى از آنان گفت> :چقدر مانده اید؟ <گفتند> :روزى یا پاره اى از روز را مانده ایم[ <.سرانجام ]گفتند> :پروردگارتان به آنچه مانده اید داناتر است ، اینک یکى از خودتان را با این پول خود به شهر بفرستید، تا ببیند کدام یک از غذاهاى آن پاکیزه تر است و از آن ، غذایى برایتان بیاورد، و باید زیرکى به خرج دهد و هیچ کس را از[ حال ]شما آگاه نگرداند.

    And in like manner We awakened them that they might question one another. A speaker from among them said : How long have ye tarried? They said: We have tarried a day or some part of a day, (Others) said: Your Lord best knoweth what ye have tarried. Now send one of you with this your silver coin unto the city, and let him see what food is purest there and bring you a supply thereof. Let him be courteous and let no man know of you.


  • کهف : إِنَّهُمْ إِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَلَن تُفْلِحُوا إِذًا أَبَدًا    ﴿ 20 ﴾     جزء 15  

    چرا که اگر آنان بر شما دست یابند، سنگسارتان مى کنند یا شما را به کیش خود بازمى گردانند، و در آن صورت هرگز روى رستگارى نخواهید دید.

    For they, if they should come to know of you, will stone you or turn you back to their religion; then ye will never prosper.


  • کهف : وَكَذَلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَا إِذْ يَتَنَازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِم بُنْيَانًا رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا    ﴿ 21 ﴾     جزء 15  

    و بدین گونه[ مردم آن دیار را ]بر حالشان آگاه ساختیم تا بدانند که وعده خدا راست است و[ در فرا رسیدن ]قیامت هیچ شکى نیست ، هنگامى که میان خود در کارشان با یکدیگر نزاع مى کردند، پس[ عده اى ]گفتند> :بر روى آنها ساختمانى بنا کنید، پروردگارشان به[ حال ]آنان داناتر است[ <.سرانجام ]کسانى که بر کارشان غلبه یافتند گفتند> :حتما بر ایشان معبدى بنا خواهیم کرد.

    And in like manner We disclosed them (to the people of the city) that they might know that the promise of Allah is true, and that, as for the Hour, there is no doubt concerning it. When (the people of the city) disputed of their case among themselves, they said: Build over them a building; their Lord knoweth best concerning them. Those who won their point said: We verity shall build a place of worship over them.


  • کهف : سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاء ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًا    ﴿ 22 ﴾     جزء 15  

    به زودى خواهند گفت> :سه تن بودند[ و ]چهارمین آنها سگشان بود <.و مى گویند> :پنج تن بودند[ و ]ششمین آنها سگشان بود <.تیر در تاریکى مى اندازند .و[ عده اى ]مى گویند> :هفت تن بودند و هشتمین آنها سگشان بود <.بگو> :پروردگارم به شماره آنها آگاه تر است ، جز اندکى[ کسى شماره ]آنها را نمى داند <.پس در باره ایشان جز به صورت ظاهر جدال مکن و در مورد آنها از هیچ کس جویا مشو.

    (Some) will say: They were three, their dog the fourth, and (some) say: Five, their dog the sixth, guessing at random; and (some) say: Seven, and their dog the eighth. Say (O Muhammad): My Lord is best aware of their number. None knoweth them save a few. So contend not concerning them except with an outward contending, and ask not any of them to pronounce concerning them.


  • کهف : وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا    ﴿ 23 ﴾     جزء 15  

    و زنهار در مورد چیزى مگوى که من آن را فردا انجام خواهم داد.

    And say not of anything: Lo! I shall do that tomorrow,


  • کهف : إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَى أَن يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا    ﴿ 24 ﴾     جزء 15  

    مگر آنکه خدا بخواهد، و چون فراموش کردى پروردگارت را یاد کن و بگو> :امید که پروردگارم مرا به راهى که نزدیکتر از این به صواب است ، هدایت کند.

    Except if Allah will. And remember thy Lord when thou forgettest, and say: It may be that my Lord guideth me unto a nearer way of truth than this.


  • کهف : وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَازْدَادُوا تِسْعًا    ﴿ 25 ﴾     جزء 15  

    و سیصد سال در غارشان درنگ کردند و نه سال[ نیز بر آن ]افزودند.

    And (it is said) they tarried in their Cave three hundred years and add nine.


  • کهف : قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثُوا لَهُ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَأَسْمِعْ مَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَدًا    ﴿ 26 ﴾     جزء 15  

    بگو> :خدا به آنچه درنگ کردند داناتر است .نهان آسمانها و زمین به او اختصاص دارد .وه !چه بینا و شنواست .براى آنان یاورى جز او نیست و هیچ کس را در فرمانروایى خود شریک نمى گیرد.

    Say: Allah is best aware how long they tarried. His is the Invisible of the heavens and the earth. How clear of sight is He and keen of hearing! They have no protecting friend beside Him, and He maketh none to share in His government.


  • کهف : وَاتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن كِتَابِ رَبِّكَ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا    ﴿ 27 ﴾     جزء 15  

    و آنچه را که از کتاب پروردگارت به تو وحى شده است بخوان .کلمات او را تغییردهنده اى نیست ، و جز او هرگز پناهى نخواهى یافت.

    And recite that which hath been revealed unto thee of the scripture of thy Lord. There is none who can change His words, and thou wilt find no refuge beside Him.


  • کهف : وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا    ﴿ 28 ﴾     جزء 15  

    و با کسانى که پروردگارشان را صبح و شام مى خوانند[ و ]خشنودى او را مى خواهند، شکیبایى پیشه کن ، و دو دیده ات را از آنان برمگیر که زیور زندگى دنیا را بخواهى ، و از آن کس که قلبش را از یاد خود غافل ساخته ایم و از هوس خود پیروى کرده و[ اساس ]کارش بر زیاده روى است ، اطاعت مکن.

    Restrain thyself along with those who cry unto their Lord at morn and evening, seeking His countenance; and let not thine eyes overlook them, desiring the pomp of the life of the world; and obey not him whose heart We have made heedless of Our remembrance, who followeth his own lust and whose case hath been abandoned.


  • کهف : وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءتْ مُرْتَفَقًا    ﴿ 29 ﴾     جزء 15  

    و بگو> :حق از پروردگارتان[ رسیده ]است .پس هر که بخواهد بگرود و هر که بخواهد انکار کند، که ما براى ستمگران آتشى آماده کرده ایم که سراپرده هایش آنان را در بر مى گیرد، و اگر فریادرسى جویند، به آبى چون مس گداخته که چهره ها را بریان مى کند یارى مى شوند .وه !چه بد شرابى و چه زشت جایگاهى است.

    Say: (It is) the truth from the Lord of you (all). Then whosoever will, let him believe, and whosoever will, let him disbelieve. Lo! We have prepared for disbelievers Fire. Its tent encloseth them. If they ask for showers, they will be showered with water like to molten lead which burneth the faces. Calamitous the drink and ill the resting place!


  • کهف : إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا    ﴿ 30 ﴾     جزء 15  

    کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده اند[ بدانند که ]ما پاداش کسى را که نیکوکارى کرده است تباه نمى کنیم.

    Lo! as for those who believe and do good works, Lo! We suffer not the reward of one whose work is goodly to be lost.


  • کهف : أُوْلَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا    ﴿ 31 ﴾     جزء 15  

    آنانند که بهشتهاى عدن به ایشان اختصاص دارد که از زیر[ قصرها]شان جویبارها روان است .در آنجا با دستبندهایى از طلا آراسته مى شوند و جامه هایى سبز از پرنیان نازک و حریر ستبر مى پوشند .در آنجا بر سریرها تکیه مى زنند .چه خوش پاداش و نیکو تکیه گاهى!

    As for such, theirs will be Gardens of Eden, wherein rivers flow beneath them; therein they will be given armlets of gold and will wear green robes of finest silk and gold embroidery, reclining upon thrones therein. Blest the reward, and fair the resting place!


  • کهف : وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلًا رَّجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِنَخْلٍ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًا    ﴿ 32 ﴾     جزء 15  

    و براى آنان ، آن دو مرد را مثل بزن که به یکى از آنها دو باغ انگور دادیم و پیرامون آن دو[ باغ ]را با درختان خرما پوشاندیم ، و میان آن دو را کشتزارى قرار دادیم.

    Coin for them a similitude: Two men, unto one of whom We had assigned two gardens of grapes, and We had surrounded both with date palms and had put between them tillage.


  • کهف : كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئًا وَفَجَّرْنَا خِلَالَهُمَا نَهَرًا    ﴿ 33 ﴾     جزء 15  

    هر یک از این دو باغ محصول خود را[ به موقع ]مى داد و از[ صاحبش ]چیزى دریغ نمى ورزید، و میان آن دو[ باغ ]نهرى روان کرده بودیم.

    Each of the gardens gave its fruit and withheld naught thereof. And We caused a river to gush forth therein.


  • کهف : وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنكَ مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا    ﴿ 34 ﴾     جزء 15  

    و براى او میوه فراوان بود .پس به رفیقش در حالى که با او گفت و گو مى کرد گفت> :مال من از تو بیشتر است و از حیث افراد از تو نیرومندترم.

    And he had fruit. And he said unto his comrade, when he spake with him: I am more than thee in wealth, and stronger in respect of men.


  • کهف : وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَذِهِ أَبَدًا    ﴿ 35 ﴾     جزء 15  

    و در حالى که او به خویشتن ستمکار بود، داخل باغ شد[ و ]گفت> :گمان نمى کنم این نعمت هرگز زوال پذیرد.

    And he went into his garden, while he (thus) wronged himself. He said: I think not that all this will ever perish.


  • کهف : وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِن رُّدِدتُّ إِلَى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْرًا مِّنْهَا مُنقَلَبًا    ﴿ 36 ﴾     جزء 15  

    و گمان نمى کنم که رستاخیز بر پا شود، و اگر هم به سوى پروردگارم بازگردانده شوم قطعا بهتر از این را در بازگشت ، خواهم یافت.

    I think not that the Hour will ever come, and if indeed I am brought back unto my Lord I surely shall find better than this as a resort.


  • کهف : قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا    ﴿ 37 ﴾     جزء 15  

    رفیقش در حالى که با او گفت و گو مى کرد به او گفت> :آیا به آن کسى که تو را از خاک ، سپس از نطفه آفرید، آنگاه تو را[ به صورت ]مردى درآورد، کافر شدى ؟

    And his comrade, while he disputed with him, ex claimed: Disbelievest thou in Him Who created thee of dust, then of a drop (of seed), and then fashioned thee a man?


  • کهف : لَّكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَدًا    ﴿ 38 ﴾     جزء 15  

    اما من[ مى گویم ]:اوست خدا، پروردگار من ، و هیچ کس را با پروردگارم شریک نمى سازم.

    But He is Allah, my Lord, and I ascribe unto my Lord no partner.


  • کهف : وَلَوْلَا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ مَا شَاء اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ إِن تُرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنكَ مَالًا وَوَلَدًا    ﴿ 39 ﴾     جزء 15  

    و چون داخل باغت شدى ، چرا نگفتى :ماشاء الله ، نیرویى جز به[ قدرت ]خدا نیست .اگر مرا از حیث مال و فرزند کمتر از خود مى بینى ،

    If only, when thou enteredst thy garden, thou hadst said: That which Allah wilteth (will come to pass)! There is no strength save in Allah! Though thou seest me as less than thee in wealth and children.


  • کهف : فَعَسَى رَبِّي أَن يُؤْتِيَنِ خَيْرًا مِّن جَنَّتِكَ وَيُرْسِلَ عَلَيْهَا حُسْبَانًا مِّنَ السَّمَاء فَتُصْبِحَ صَعِيدًا زَلَقًا    ﴿ 40 ﴾     جزء 15  

    امید است که پروردگارم بهتر از باغ تو به من عطا فرماید، و بر آن[ باغ تو ]آفتى از آسمان بفرستد، تا به زمینى هموار و لغزنده تبدیل گردد،

    Yet it may be that my Lord will give me better than thy garden, and will send on it a bolt from heaven, and some morning it will be a smooth hillside,


  • کهف : أَوْ يُصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْرًا فَلَن تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَبًا    ﴿ 41 ﴾     جزء 15  

    یا آب آن[ در زمین ]فروکش کند تا هرگز نتوانى آن را به دست آورى.

    Or some morning the water thereof will he lost in the earth so that thou canst not make search for it.


  • کهف : وَأُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلَى مَا أَنفَقَ فِيهَا وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَيَقُولُ يَا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَدًا    ﴿ 42 ﴾     جزء 15  

    [تا به او رسید آنچه را باید برسد ]و[ آفت آسمانى ]میوه هایش را فرو گرفت .پس براى[ از کف دادن ]آنچه در آن[ باغ ]هزینه کرده بود، دستهایش را بر هم مى زد در حالى که داربستهاى آن فرو ریخته بود .و[ به حسرت ]مى گفت> :اى کاش هیچ کس را شریک پروردگارم نمى ساختم.

    And his fruit was beset (with destruction). Then began he to wring his hands for all that he had spent upon it, when (now) it was all ruined on its trellises, and to say: Would that I had ascribed no partner to my Lord!


  • کهف : وَلَمْ تَكُن لَّهُ فِئَةٌ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مُنتَصِرًا    ﴿ 43 ﴾     جزء 15  

    و او را در برابر خدا گروهى نبود، تا یاریش کنند، و توانى نداشت که خود را یارى کند.

    And he had no troop of men to help him as against Allah, nor could he save himself.


  • کهف : هُنَالِكَ الْوَلَايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَوَابًا وَخَيْرٌ عُقْبًا    ﴿ 44 ﴾     جزء 15  

    در آنجا[ آشکار شد که ]یارى به خداى حق تعلق دارد .اوست بهترین پاداش و[ اوست ]بهترین فرجام.

    In this case is protection only from Allah, the True. He is best for reward, and best for consequence.


  • کهف : وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاء فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيمًا تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقْتَدِرًا    ﴿ 45 ﴾     جزء 15  

    و براى آنان زندگى دنیا را مثل بزن که مانند آبى است که آن را از آسمان فرو فرستادیم ، سپس گیاه زمین با آن درآمیخت و[ چنان ]خشک گردید که بادها پراکنده اش کردند، و خداست که همواره بر هر چیزى تواناست.

    And coin for them the similitude of the life of the world as water which We send down from the sky, and the vegetation of the earth mingleth with it and then becometh dry twigs that the winds scatter. Allah is Able to do all things.


  • کهف : الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ أَمَلًا    ﴿ 46 ﴾     جزء 15  

    مال و پسران زیور زندگى دنیایند، و نیکیهاى ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر امید[ نیز ]بهتر است.

    Wealth and children are an ornament of life of the world. But the good deeds which endure are better in thy Lord's sight for reward, and better in respect of hope.


  • کهف : وَيَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبَالَ وَتَرَى الْأَرْضَ بَارِزَةً وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا    ﴿ 47 ﴾     جزء 15  

    و[ یاد کن ]روزى را که کوهها را به حرکت درمى آوریم ، و زمین را آشکار[ و صاف ]مى بینى ، و آنان را گرد مى آوریم و هیچ یک را فرو گذار نمى کنیم.

    And (bethink you of) the Day when We remove the hills and ye see the earth emerging, and We gather them together so as to leave not one of them behind.


  • کهف : وَعُرِضُوا عَلَى رَبِّكَ صَفًّا لَّقَدْ جِئْتُمُونَا كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّن نَّجْعَلَ لَكُم مَّوْعِدًا    ﴿ 48 ﴾     جزء 15  

    و ایشان به صف بر پروردگارت عرضه مى شوند[ و به آنها مى فرماید ]:به راستى همان گونه که نخستین بار شما را آفریدیم[ باز ]به سوى ما آمدید، بلکه پنداشتید هرگز براى شما موعدى مقرر قرار نخواهیم داد.

    And they are set before thy Lord in ranks (and it is said unto them): Now verily have ye come unto Us as We created you at the first. But ye thought that We had set no tryst for you.


  • کهف : وَوُضِعَ الْكِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَا وَيْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا    ﴿ 49 ﴾     جزء 15  

    و کارنامه[ عمل شما در میان ]نهاده مى شود، آنگاه بزهکاران را از آنچه در آن است بیمناک مى بینى ، و مى گویند> :اى واى بر ما، این چه نامه اى است که هیچ[ کار ]کوچک و بزرگى را فرو نگذاشته ، جز اینکه همه را به حساب آورده است <.و آنچه را انجام داده اند حاضر یابند، و پروردگار تو به هیچ کس ستم روا نمى دارد.

    And the Book is placed, and thou seest the guilty fearful of that which is therein, and they say: What Kind of a book is this that leaveth not a small thing nor a great thing but hath counted it! And they find all that they did confronting them, and thy Lord wrongeth no one.


  • کهف : وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاء مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا    ﴿ 50 ﴾     جزء 15  

    و[ یاد کن ]هنگامى را که به فرشتگان گفتیم> :آدم را سجده کنید، <پس[ همه ]جز ابلیس سجده کردند، که از[ گروه ]جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید .آیا[ با این حال ، ]او و نسلش را به جاى من دوستان خود مى گیرید، و حال آنکه آنها دشمن شمایند؟ و چه بد جانشینانى براى ستمگرانند.

    And (remember) when We said unto the angels: Fall prostrate before Adam, and they fell prostrate, all save Ibis. He was of the Jinn, so he rebelled against his Lord's command. Will ye choose him and his seed for your protecting friends instead of Me, when they are an enemy unto you? Calamitous is the exchange for evil doers!


  • (110 / 50)       3 / 1

             1  2  3       بعدی »

    قرآن
    Holy Quran

    [کل قرآن]
    [استخاره]

    [دریافت فونت]

    [001  فاتحه]
    [002  بقره]
    [003  آل عمران]
    [004  نساء]
    [005  مائده]
    [006  انعام]
    [007  اعراف]
    [008  انفال]
    [009  توبه]
    [010  یونس]
    [011  هود]
    [012  یوسف]
    [013  رعد]
    [014  ابراهیم]
    [015  حجر]
    [016  نحل]
    [017  اسراء]
    [018  کهف]
    [019  مریم]
    [020  طه]
    [021  انبیاء]
    [022  حج]
    [023  مؤمنون]
    [024  نور]
    [025  فرقان]
    [026  شعراء]
    [027  نمل]
    [028  قصص]
    [029  عنکبوت]
    [030  روم]
    [031  لقمان]
    [032  سجده]
    [033  احزاب]
    [034  سبا]
    [035  فاطر]
    [036  یس]
    [037  صافات]
    [038  ص]
    [039  زمر]
    [040  مؤمن]
    [041  فصلت]
    [042  شوری]
    [043  زخرف]
    [044  دخان]
    [045  جاثیه]
    [046  احقاف]
    [047  محمد(ص)]
    [048  فتح]
    [049  حجرات]
    [050  ق]
    [051  ذاریات]
    [052  طور]
    [053  نجم]
    [054  قمر]
    [055  رحمن]
    [056  واقعه]
    [057  حدید]
    [058  مجادله]
    [059  حشر]
    [060  ممتحنه]
    [061  صف]
    [062  جمعه]
    [063  منافقون]
    [064  تغابن]
    [065  طلاق]
    [066  تحریم]
    [067  ملک]
    [068  قلم]
    [069  حاقه]
    [070  معارج]
    [071  نوح]
    [072  جن]
    [073  مزمل]
    [074  مدثر]
    [075  قیامت]
    [076  دهر]
    [077  مرسلات]
    [078  نبا]
    [079  نازعات]
    [080  عبس]
    [081  تکویر]
    [082  انفطار]
    [083  مطففین]
    [084  انشقاق]
    [085  بروج]
    [086  طارق]
    [087  اعلی]
    [088  غاشیه]
    [089  فجر]
    [090  بلد]
    [091  شمس]
    [092  لیل]
    [093  ضحی]
    [094  انشراح]
    [095  تین]
    [096  علق]
    [097  قدر]
    [098  بینه]
    [099  زلزال]
    [100  عادیات]
    [101  قارعه]
    [102  تکاثر]
    [103  عصر]
    [104  همزه]
    [105  فیل]
    [106  ایلاف (قریش)]
    [107  ماعون]
    [108  کوثر]
    [109  کافرون]
    [110  نصر]
    [111  تبت (مسد)]
    [112  اخلاص]
    [113  فلق]
    [114  ناس]

    نمایش مورد در یک صفحه


    [Print Preview]


    جستجو در وب  |  درباره سایت  |  درباره ما  |  ارتباط با ما  |  ثبت در لینکهای شخصی
    © 2004, Samin Group. All Right Reserved.
    استفاده از منابع سایت با اجازه مالک معنوی اثر و ذکر منبع بلامانع است
    Powered by Samin Web Developers.
     
    dop dat atf atfpoint پارس سوکت
    Loaded in 0.05 seconds : unzipped 111.63 kb : zipped 22.556 kb

    .